السيد الخميني
مصباح الهداية 97
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
غفلت كرده ، و يا حق اين مطلب عالى را ، كه از امهات مسائل مذكور در كتب ارباب عرفان است ، درست ادا نكردهاند ، و در تاريخ حكمت به ندرت فيلسوفى متألّه به نحوى شايسته در اين بحث مهم ، كه همانا بحث معرفت وحى و نزول كتب سماويه و مقاوله بين ملايكه و تكلم سالكان درجات جنان و دركات نيران است ، وارد شده و از عهدهء حق كلام برآمده است ، ناچار بعضى از مهمات در اين مقدمه تقرير مىشود « 1 » .
--> ( 1 ) - بحث از كلام ( از كلام ذاتى كه عين ذات است ، تا آخرين درجهء كلام ، يعنى كلام در عالم شهادت ، كه در انسان به صورت الفاظ حاكى از معانى است ، و در موجودات و صور نوعيهء اسمائيه كلام و نطق خاص هر صورت و طبيعتى مناسب با همان شىء است ، كه از جملهء آن منطق طيور است ؛ و نيز نفس حقايق وجوديه در عالم شهادت ( ظَهر كلام وجود و حد و مطلع و بطون سبعه ) خود مراتب كلاماند ، و مرتبهء اعلاى آن امرى زايد بر متكلم نيست ) . از علوم قرآنى محسوب مىشود . در دانشگاهها علوم قرآنى جزء دروس مستقل است ، اما آنچه از آن عايد شاگرد مىشود چند صفحه از اتقان سيوطى است ! درس فلسفه و عرفان نيز آنچنان ملعبه قرار گرفته است كه موجب نااميدى است و بس . ثمرهء تحصيل طلبههاى مستعد در حوزهء تعليماتى قديم ، كه فقط به درس مىپرداختند ، در عين حال كه گرفتار مشكلات زندگى نيز بودند و با شهريهء 5 - 6 تومان ( كرايهء يك اطاق 2 تومان بود . ) سر مىكردند ، در طى فقط 4 سال تقريباً قرائت سه جلد اسفار ، و قسمت زيادى از عرفان ( شرح فصوص ، أشعة اللمعات جامى ) به ضميمهء درس خارج فقه و أصول بود . يعنى ، مجموع درس فلسفه در حوزه در مدتى كم چندين برابر دروس دورهء ليسانس و فوق ليسانس و دكترا در دانشگاههاى امروز بود . در اين دانشگاهها برنامهء درسى فلسفه 100 صفحه اسفار ، به چاپ جديد ، است كه 50 صفحهء آن حاشيهء حكيم سبزوارى است ! و آن 50 صفحه نيز ، اگر خدا بخواهد ! تنها محصول تحصيل دانشجوست - دانشجويانى كه برخى از شيراز ، بعضى از خراسان ، بعضى از سيستان ، در هفته دو روز بايد در طهران حاضر باشند ، و بالاجبار با بدنى كوفته و روحيهاى خمود به مجلس درس حاضر مىشوند و در اين نوع حوزهء تحصيلى است كه اشخاص پاچه ورماليده ميداندارى مىكنند . در همه جاى دنيا هر كه بخواهد علمي را تدريس كند ، بايد مدرك و دانشنامهء اساسى داشته باشد و پس از پيروز بيرون آمدن از امتحان دقيق و دادن آزمايش دشوار فلسفى و عرفانى حق تدريس فلسفه دارد ، جز مملكت ما كه روابط ، ضوابط را محو و باطل كرده است . واى به حال ملتى كه از ضوابط به روابط پناه ببرد ! زوال حكومتها و تجزيهء ممالك معلول همين سنت سيئه است ، و موروث از عثمان و برنامهء حكومت بنىاميه . جمعى مىگويند تاريخ فلسفه سير خود را تمام كرده است ! جاهلان مغرور از اين كلام مشعوفاند و نمىدانند كه اينان دين را هم تاريخى مىدانند و مىگويند عصر ما عصر اتمام تاريخ اديان است ! بعضى عقيده دارند كه ما در فلسفه استثمار شدهايم ! مرادشان استعمار يونان است ! اتفاقاً در دين هم همين عقيده را دارند . نمىدانم ما چرا اين اندازه خنگ تشريف داريم كه از زمان بابا آدم وننه حوّا منظم در سيطرهء استعمار گرفتاريم ، و مرتب به عالم فحش و ناسزا نثار مىكنيم كه ما را عقب نگه داشتهاند ! مرحوم استاد مطهرى مورد طعن و هدف معركهگيران قرار گرفته بود . و اكنون هم سه دسته از ابالسه بزرگان و اساطين فرهنگ ملت ما را هدف اوهام خود قرار دادهاند ، و با جنونى حيرتآور قلمفرسايى مىفرمايند ! هر چه هم مىنويسند محصول فكرى استعمار است ، و مطلوب استعمار نيز متفكر نوع حسگراست . اينان براى مصون ماندن خود را پيروان خط امام قلمداد مىكنند ! اين معركهگيران در همه جاهاى حساس مملكت وجود دارند . حضرات دست رد به سينهء احدى نزدند ! ضعف مديريت و تبعات آن سخت خطرناك است . آنچه در اين پاورقى ذكر شد ، شمهاى از واقعيات است كه خدمت حضرت امام بر سبيل شكوا عرض كردم .